کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متطعم
تلفظ بین المللی :
/mattˈaʔam/
تلفظ :
[matt'a?am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
علی مطعم
متطمس
متعمد
متعمق
متعمل
متنعم
مطعم
متعمدمتعهد
متنعم کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متطعم. [ م ُ ت َ طَع ْ ع ِ ] ( ع ص ) چشنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). چشنده و نوشنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تطعم شود.
کلمات مرتبط
علی مطعم
متطمس
متعمد
متعمق
متعمل
متنعم
مطعم
متعمدمتعهد
متنعم کردن
نظرات