Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متصالح

تلفظ بین المللی : /mˌotesˈɑleh/ تلفظ :‌ [m,otes'Aleh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سواحل متصالح
  • اوگسبورگ مصالحه
  • مال المصالحه
  • مصالح
  • مصالح دار
  • مصالح دانه ای
  • مصالح دانه درشت
  • مصالح دانه ریز
  • مصالح دانه سبک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متصالح. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) با هم آشتی کننده و نیکو نماینده. ( آنندراج ). صلح کننده و آشتی کننده با یکدیگر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تصالح شود.

فرهنگ عمید

۱. (حقوق ) کسی که مالی یا ملکی از طرف کس دیگر به او مصالحه شود، کسی که در عقد صلح مالی را قبول می کند.
۲. [قدیمی] کسی که با دیگری صلح و سازش کند.

فرهنگ فارسی

کسی که بادیگری صلح وسازش کند، کسی که مالی یاملکی ازطرف کس دیگرباومصالحه شود
( اسم ) ۱ - آشتی کننده سازش کننده . ۲ - قبول کنند. عقد صلح کسی که در عقد صلح طرف ایجاب واقع شود آنکه مالی یا ملکی باوصلح شود مقابل مصالح ( مصالح و متصالح را طرفین صلح نامند ) جمع : متصالحین .

کلمات مرتبط

  • سواحل متصالح
  • اوگسبورگ مصالحه
  • مال المصالحه
  • مصالح
  • مصالح دار
  • مصالح دانه ای
  • مصالح دانه درشت
  • مصالح دانه ریز
  • مصالح دانه سبک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات