Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متشیخ

تلفظ بین المللی : /mˌoteʃˈajjex/ تلفظ :‌ [m,oteS'ajjex]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • متشیخوو
  • متشخص
  • متشخصین
  • مشیخت
  • مشیخه
  • متشاخس
  • متشاخص
  • متشدخ
  • متشمخر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

متشیخ. [ م ُ ت َ ش َی ْ ی ِ ]( ع ص ) خواجه و پیرشونده. ( آنندراج ). شیخ شده و خواجه و پیر گشته. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || آن که خود را به پیری زند. و رجوع به تشیخ شود.

فرهنگ عمید

پیرشده یا تظاهرکننده به پیری.

کلمات مرتبط

  • متشیخوو
  • متشخص
  • متشخصین
  • مشیخت
  • مشیخه
  • متشاخس
  • متشاخص
  • متشدخ
  • متشمخر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات