Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متشمس

تلفظ بین المللی : /mˌoteʃˈammes/ تلفظ :‌ [m,oteS'ammes]
لغت نامه دهخدا
  • اسید بن متشمس اصفهانی
  • متشمر
  • متطمس
  • متمسک
  • مشمس
  • مشمسین
  • متمسک شدن
  • متمسک شونده
  • متلمس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متشمس. [ م ُ ت َ ش َم ْ م ِ ] ( ع ص ) سخت توانا. ( منتهی الارب ). سخت توانا و قادر. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نیک بخیل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در آفتاب ایستاده شونده. ( منتهی الارب ). در آفتاب ایستنده. ( آنندراج ). در آفتاب مانده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به متصمر و تشمس شود.

کلمات مرتبط

  • اسید بن متشمس اصفهانی
  • متشمر
  • متطمس
  • متمسک
  • مشمس
  • مشمسین
  • متمسک شدن
  • متمسک شونده
  • متلمس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات