کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متسیطر
تلفظ بین المللی :
/matsˈitar/
تلفظ :
[mats'itaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مسیطر
متسیار ولادیمیر
متسطر
المسیطرون
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
متساکر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متسیطر. [ م ُ ت َ س َ طِ ] ( ع ص ) ( از «س طر» ) حافظ ونگهبان و برگماشته و مشرف به چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به مسیطر و تسیطر شود.
کلمات مرتبط
مسیطر
متسیار ولادیمیر
متسطر
المسیطرون
متحیر
متحیر شدن
متحیر ماندن
متحیر گردیدن گشتن
متساکر
نظرات