کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : متراکل
تلفظ بین المللی :
/mˌoterˈɑkel/
تلفظ :
[m,oteR'Akel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رُس سنگ متراکم
کشت متراکم
متأکل
مترابل
متراسل
متراک
متراکم
مترکل
متهاکل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متراکل. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) جنگ لگد کننده با یکدیگر. ( آنندراج ). بر یکدیگر لگد زننده در جنگ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تراکل شود.
فرهنگ فارسی
جنگ لگد کننده با یکدیگز
کلمات مرتبط
رُس سنگ متراکم
کشت متراکم
متأکل
مترابل
متراسل
متراک
متراکم
مترکل
متهاکل
نظرات