Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متذکر

تلفظ بین المللی : /mˌotezˈakker/ تلفظ :‌ [m,otez'akkeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • متذکر شدن
  • متذکره
  • سلطۀ جنس مذکر
  • متبکر
  • متشکر
  • متفکر
  • متفکر شدن
  • متفکرانه
  • متفکرین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

متذکر. [ م ُ ت َ ذَک ْ ک ِ ]( ع ص ) یاد کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). یاد کننده و در خاطر آورنده. ( ناظم الاطباء ). به خاطر آورنده. به یاد آورنده. || پند گیرنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تذکر شود. || یاد آمدن چیز از یاد رفته. ( ناظم الاطباء ).- متذکرشدن ؛ یاد آمدن چیز فراموش شده و از یاد رفته. ( ناظم الاطباء ).- متذکر شدن به کسی ؛ او را یادآور شدن : به شما متذکر شدم ...

فرهنگ عمید

به یادآورنده، یادکننده.

فرهنگ معین

(مَ تَ ذَّ کِ ) [ ع . ] (اِفا. ) یادآوری کننده ، به خاطر آورنده .

فرهنگ فارسی

یادکننده، بیاد آورنده، کسی که چیزی رابخاطربیاورد
(اسم ) یاد کننده بیاد آورنده بخاطر آوردنده جمع : متذکرین .

مترادف و متضاد

خاطرنشان، متعرض، یادآور

فرهنگ فارسی ساره

یادآور


کلمات مرتبط

  • متذکر شدن
  • متذکره
  • سلطۀ جنس مذکر
  • متبکر
  • متشکر
  • متفکر
  • متفکر شدن
  • متفکرانه
  • متفکرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات