کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحنک
تلفظ بین المللی :
/mathˈanak/
تلفظ :
[math'anak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
عمرو متنکب
بال متحرک
کمربند متحرک
گره حلقه متحرک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحنک. [ م ُ ت َ ح َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) آن که عمامه از زیر زنخ برآورده. ( آنندراج ). کسی که تحت الحنک می بندد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحنک شود.
کلمات مرتبط
روش خوشه متحرک
زیرنویس متحرک
سکوی متحرک جمع آوری
سکوی متحرک جمع آوری اطلاعات
سیرگاه متحرک
عمرو متنکب
بال متحرک
کمربند متحرک
گره حلقه متحرک
نظرات