متحقق . [ م ُ ت َ ح َق ْ ق َ ] (ع ص ) خبر درست و صحیح . (آنندراج ). درست و راست و صحیح ویقین و بی شک . (ناظم الاطباء). و رجوع به تحقق شود.
متحقق . [ م ُ ت َ ح َق ْ ق ِ ] (ع ص ) صحیح و درست کننده ٔخبر. (آنندراج ). راست و صحیح و یقین و بی شک . (ناظم الاطباء). || تحقیق شده و ثابت شده و یقین و راست و درست و بی شبهه . (ناظم الاطباء). || درست شونده . || هست شوند...
فرهنگ عمید
دارای امکان تحقق، واقع شدنی.
فرهنگ معین
(مُ تَ حَ قِّ ) (اِفا. ) راست و درست شونده .
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - درست شونده . ۲ - هست شونده جمع : متحققین . یا متحقق بحق . کسی است که مشاهده کند حق را در هر امر متعین بدون تعین بدان . یا متحقق بحق و خلق . کسی که ببیند هر مقلقی را در وجود واحد احدیت حق را در وجود واحد احدیت حق را در خلق بیند وخلق را در حق .