کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متحسس
تلفظ بین المللی :
/mˌotehˈasses/
تلفظ :
[m,oteh'asses]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متجسس
متحسر
متحاسب
متحاسد
متحاسی
متحبس
متحدس
متحرس
متحسب
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متحسس. [ م ُ ت َ ح َس ْ س ِ ] ( ع ص )پرسنده خبر و جوینده آن. ( آنندراج ). تفتیش کننده و تفحص کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحسس شود.
کلمات مرتبط
متجسس
متحسر
متحاسب
متحاسد
متحاسی
متحبس
متحدس
متحرس
متحسب
نظرات