Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متحسس

تلفظ بین المللی : /mˌotehˈasses/ تلفظ :‌ [m,oteh'asses]
لغت نامه دهخدا
  • متجسس
  • متحسر
  • متحاسب
  • متحاسد
  • متحاسی
  • متحبس
  • متحدس
  • متحرس
  • متحسب
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متحسس. [ م ُ ت َ ح َس ْ س ِ ] ( ع ص )پرسنده خبر و جوینده آن. ( آنندراج ). تفتیش کننده و تفحص کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تحسس شود.

کلمات مرتبط

  • متجسس
  • متحسر
  • متحاسب
  • متحاسد
  • متحاسی
  • متحبس
  • متحدس
  • متحرس
  • متحسب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات