کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متجنح
تلفظ بین المللی :
/mˌotedʒˈanneh/
تلفظ :
[m,otedZ'anneh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مجنح
متجند
متجنب
متجنده
اسطرلاب سرطانی مجنح
اصطرلاب مجنح
متجاحف
متجحدر
متجحره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متجنح. [ م ُ ت َ ج َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) اعتماد کننده بردو کف دست در سجده و گشاده دارنده و هر دو بازو را.( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به تجنح شود.
کلمات مرتبط
مجنح
متجند
متجنب
متجنده
اسطرلاب سرطانی مجنح
اصطرلاب مجنح
متجاحف
متجحدر
متجحره
نظرات