کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متجزع
تلفظ بین المللی :
/mˌotedʒˈazzeʔ/
تلفظ :
[m,otedZ'azze?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متجزی
متنزع
متهزع
مجزع
متجرع
متجشع
متجمع
متزعزع
اشهب مجزع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متجزع. [ م ُ ت َ ج َزْ زِ ] ( ع ص ) به نیم رس رسیده ( خرما ). تمر متجزع ؛ بلغ الارطاب نصفه. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
متجزی
متنزع
متهزع
مجزع
متجرع
متجشع
متجمع
متزعزع
اشهب مجزع
نظرات