معانی کلمه : متبن
لغت نامه دهخدا
متبن . [ م َ ب َ ] (ع اِ) کاه خانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاهدان و انبار کاه . (ناظم الاطباء).
متبن . [ م ُ ت َب ْ ب ِ ] (ع ص )ریزه کاری و باریک بینی کننده . (آنندراج ). زیرک و هوشمند و عاقل و آن که ریزه کاری می کند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
تبان پوسنده
