کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متبلور-کردن | کلماتور
معنی کلمه : متبلور کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌotebˈalver kˈardan/
تلفظ :
[m,oteb'alveR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متبلور
متبلور شدن
غیر متبلور
متبور
مأبور
مبثور
مبخور
مبذور
مبرور
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
نمود دادن، نمایان ساختن، آشکار کردن
solidify
(فعل)
محکم کردن، سفت کردن، متبلور کردن، یک پارچه شدن، متبلور شدن، جامد کردن، سفت کردن یا شدن
crystallize
(فعل)
متبلور کردن، شکل دادن
کلمات مرتبط
متبلور
متبلور شدن
غیر متبلور
متبور
مأبور
مبثور
مبخور
مبذور
مبرور
نظرات