Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متبرج

تلفظ بین المللی : /mˌotebˈarredʒ/ تلفظ :‌ [m,oteb'aRRedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متبرجه
  • متبرجات
  • متبر
  • متبرع
  • متبرم
  • متبرم شدن
  • متبرک
  • متبرکه
  • متبری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متبرج. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ ]( ع ص ) خودنما و خودآرا. ( آنندراج ). زینت کرده در لباس. ( ناظم الاطباء ). || نازنین و لطیف و ظریف. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تبرج و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

خودنما و خود آرا

کلمات مرتبط

  • متبرجه
  • متبرجات
  • متبر
  • متبرع
  • متبرم
  • متبرم شدن
  • متبرک
  • متبرکه
  • متبری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات