معنی کلمه : متأوب
لغت نامه دهخدا
متأوب . [ م ُ ت َ ءَوْ وِ ] (ع ص ) به شب آینده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر شب آینده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأوب شود. || آینده برای جستجوی آب . (ناظم الاطباء).

متأوب . [ م ُ ت َ ءَوْ وِ ] (ع ص ) به شب آینده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر شب آینده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأوب شود. || آینده برای جستجوی آب . (ناظم الاطباء).