Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبین

تلفظ بین المللی : /mˈobin/ تلفظ :‌ [N/A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • مبیّن
  • مبیّن چندجمله ای
  • مبین چندجمله ای
  • مبین رضا
  • مبین و مجمل
  • مبین میردورقی
  • مبین بالذات
  • مبین بالغیر
  • مبین له
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مبین . [ م ُ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مبین . [ م ُب ْ ی ِ ] (ع ص ) جداکننده . جداکننده ٔ سر از بدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

مبین . [ م ُ ب َی ْ ی ِ] (ع ص ) بیان کننده . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) || پیدا و آشکار کننده . (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

۱. بیان‌کننده.
۲. آشکار‌کننده.

۱. بیان‌کرده‌شده.
۲. آشکار؛ واضح.

۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح؛ روشن‌.

۱. بیان کرده شده.
۲. آشکار، واضح.
۱. بیان کننده.
۲. آشکار کننده.
۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح، روشن .

فرهنگ معین

(مُ بَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) آشکار کرده شده .

(مُ) [ ع . ] (اِفا.) واضح کننده ، آشکار کننده .

(مُ بَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) بیان کننده ، آشکار کننده .

(مُ ) [ ع . ] (اِفا. ) واضح کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) بیان کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) آشکار کرده شده .

فرهنگ فارسی

آشکارکننده، واضح وروشن کننده، بیان کننده، آشکارکننده
( اسم ) آشکار کننده .
جدا کننده

دانشنامه عمومی

روشن

اشکارا ، پیدا ، روشن ، واضح

فرهنگ اسم ها

روشن

(تلفظ: mobin) (عربی) روشنگر ، آشکار کننده؛ (درقدیم) آشکار ، هویدا ، روشن ؛ (در قدیم) نورانی ، روشن .

اسم: مبین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mobin) (فارسی: مبين) (انگلیسی: mobin)
معنی: روشن، آشکار کننده، از نام های پروردگار، روشنگر، ( درقدیم ) آشکار، هویدا، ( در قدیم ) نورانی، پیدا

مترادف و متضاد

روشنگر

آشکارکننده

آشکار، روشن، هویدا، واضح

بیانگر، بیان‌کننده، نشان‌دهنده، نشانگر

۱. آشکارکننده
۲. آشکار، روشن، هویدا، واضح
۳. روشنگر

explainer (اسم)
مبین

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] «مُبِین» یکی از اسامی و صفات قرآن است: «قَدْ جَاءکُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ»؛ از طرف خدا نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (سوره مائده/15)«مبین» اسم فاعل از «ابان» به معنای لازم و متعدی (روشن و روشن کننده) می آید.قرآن از این نظر که جداکننده حق و باطل و روشن کننده حلال و حرام، اوامر و نواهی و... است «مبین» نامیده شده است. کلمه «مبین» در قرآن پنج مورد به صورت نکره: (س...

فرهنگ فارسی ساره

روشن

روشنگر

بازگوکننده

فرهنگستان زبان و ادب

{discriminant} [ریاضی] عبارتی جبری برحسب ضریب های یک معادلۀ چندجمله ای که اطلاعاتی دربارۀ ریشه های چندجمله ای به دست می دهد متـ . مبیّن چندجمله ای discriminant of a polynomial

کلمات مرتبط

  • مبیّن
  • مبیّن چندجمله ای
  • مبین چندجمله ای
  • مبین رضا
  • مبین و مجمل
  • مبین میردورقی
  • مبین بالذات
  • مبین بالغیر
  • مبین له
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات