معانی کلمه : مبین
لغت نامه دهخدا
مبین . [ م ُ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مبین . [ م ُب ْ ی ِ ] (ع ص ) جداکننده . جداکننده ٔ سر از بدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. بیانکننده.
۲. آشکارکننده.
۱. بیانکردهشده.
۲. آشکار؛ واضح.
۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح؛ روشن.
۱. بیان کرده شده.
۲. آشکار، واضح.
۱. بیان کننده.
۲. آشکار کننده.
۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح، روشن .
۲. آشکار، واضح.
۱. بیان کننده.
۲. آشکار کننده.
۱. آشکارکننده.
۲. [قدیمی] واضح، روشن .
فرهنگ معین
(مُ بَ یَّ) [ ع . ] (اِمف .) آشکار کرده شده .
(مُ) [ ع . ] (اِفا.) واضح کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) بیان کننده ، آشکار کننده .
(مُ ) [ ع . ] (اِفا. ) واضح کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) بیان کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) آشکار کرده شده .
(مُ بَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) بیان کننده ، آشکار کننده .
(مُ بَ یَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) آشکار کرده شده .
فرهنگ فارسی
آشکارکننده، واضح وروشن کننده، بیان کننده، آشکارکننده
( اسم ) آشکار کننده .
جدا کننده
( اسم ) آشکار کننده .
جدا کننده
دانشنامه عمومی
روشن
اشکارا ، پیدا ، روشن ، واضح
فرهنگ اسم ها
روشن
(تلفظ: mobin) (عربی) روشنگر ، آشکار کننده؛ (درقدیم) آشکار ، هویدا ، روشن ؛ (در قدیم) نورانی ، روشن .
اسم: مبین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mobin) (فارسی: مبين) (انگلیسی: mobin)
معنی: روشن، آشکار کننده، از نام های پروردگار، روشنگر، ( درقدیم ) آشکار، هویدا، ( در قدیم ) نورانی، پیدا
معنی: روشن، آشکار کننده، از نام های پروردگار، روشنگر، ( درقدیم ) آشکار، هویدا، ( در قدیم ) نورانی، پیدا
مترادف و متضاد
روشنگر
آشکارکننده
آشکار، روشن، هویدا، واضح
بیانگر، بیانکننده، نشاندهنده، نشانگر
۱. آشکارکننده
۲. آشکار، روشن، هویدا، واضح
۳. روشنگر
explainer (اسم)
مبین
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
روشن
روشنگر
بازگوکننده
فرهنگستان زبان و ادب
{discriminant} [ریاضی] عبارتی جبری برحسب ضریب های یک معادلۀ چندجمله ای که اطلاعاتی دربارۀ ریشه های چندجمله ای به دست می دهد
متـ . مبیّن چندجمله ای discriminant of a polynomial
