کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مبهوق | کلماتور
معانی کلمه : مبهوق
تلفظ بین المللی :
/mˈabhuːq1/
تلفظ :
[m'abhu:q1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مبخوق
مبهوت
مبهور
مبوق
مات و مبهوت
مات و مبهوت کردن
مبهوت شدن
مبهوت کردن
مبهوت شدن به ماه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مبهوق. [ م َ ] ( ع ص ) بهق زده شده. ( از منتهی الارب ). گرفتار بهق. ( ناظم الاطباء ). لک و پیس شده. بهق زده. ( یادداشت دهخدا ).
فرهنگ فارسی
بهق زده شده
کلمات مرتبط
مبخوق
مبهوت
مبهور
مبوق
مات و مبهوت
مات و مبهوت کردن
مبهوت شدن
مبهوت کردن
مبهوت شدن به ماه
نظرات