کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مبهم کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈobham kˈardan/
تلفظ :
[m'obham k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مبهم و تاریک کردن
بگناه متهم کردن
سرزنش یا متهم کردن
متهم به جنایت کردن
متهم کردن
ملهم کردن
مسابقه بین المللی کدنویسی مبهم به زبان سی
مبهم
مبهم سازی کد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
adumbrate (فعل)مبهم کردن، سایه افکندن بر، طرح چیزی را نشان دادنobscure (فعل)مبهم کردن، تاریک کردن، تیره کردن، گمنام کردنsoft-pedal (فعل)مبهم کردن...
کلمات مرتبط
مبهم و تاریک کردن
بگناه متهم کردن
سرزنش یا متهم کردن
متهم به جنایت کردن
متهم کردن
ملهم کردن
مسابقه بین المللی کدنویسی مبهم به زبان سی
مبهم
مبهم سازی کد
نظرات