Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبن

تلفظ بین المللی : /mˈabn/ تلفظ :‌ [m'abn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سطح مبنا
  • سطح مبنای کِشَندی
  • سال مبنا
  • مبنا
  • مبنای ارتفاعی
  • مبنای تعیین کرایه
  • مبنای جست وجو
  • مبنای مسافت
  • مبنای هزینه کرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مبن. [ م ُ ب ِن ن ] ( ع ص ) ( از «ب ن ن » ) مقیم و اقامت کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کناس مبن ؛ جای باش آهوان که دارای بوی پشکل بود. ( ناظم الاطباء ). که بوی پشکل آهوان دهد. گویند کناس مبن. ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ).

فرهنگ فارسی

مقیم و اقامت کننده

کلمات مرتبط

  • سطح مبنا
  • سطح مبنای کِشَندی
  • سال مبنا
  • مبنا
  • مبنای ارتفاعی
  • مبنای تعیین کرایه
  • مبنای جست وجو
  • مبنای مسافت
  • مبنای هزینه کرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات