Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبلغ

تلفظ بین المللی : /mˈablaq1/ تلفظ :‌ [m'ablaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • مبلغ جزئی
  • مبلغ دو پنس
  • مبلغ را بالا بردن
  • مبلغ سرمایه گذاری شده
  • مبلغ مذهبی
  • مبلغ مسیحی
  • مبلغ محمداسماعیل
  • مبلغ النظر فی حکم قاصد الاربعه
  • جمع مبلغ سرمایه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مبلغ. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) رسانیده شده . (غیاث ).

مبلغ. [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) رساننده . (آنندراج ). ابلاغ کننده . رجوع به ماده ٔ بعد شود.

مبلغ. [ م ُ ل َ ] (ع ص ) رسانیده شده . صیغه ٔ اسم مفعول از ابلاغ است و متفرع از ابلاغ که به معنی رسیدن و کامل شدن است . چنانکه گویند این کودک بالغ شده و در فارسی نیز ترجمه ٔ بل...

فرهنگ عمید

۱. اندازه و مقداری از پول.
۲. [قدیمی] حد رسیدن؛ جای‌ رسیدن.
۲. [قدیمی] حد و نهایت چیزی.

۱. کسی که دربارۀ آیین، دین، یا مکتبی تبلیغ می‌کند.
۲. کسی که مصرف کالایی را تبلیغ می‌کند؛ تبلیغ‌کننده.
۳. [قدیمی] رساننده.

۱. کسی که دربارۀ آیین، دین، یا مکتبی تبلیغ می کند.۲. کسی که مصرف کالایی را تبلیغ می کند، تبلیغ کننده.۳. [قدیمی] رساننده.۱. اندازه و مقداری از پول.۲. [قدیمی] ...

فرهنگ معین

(مُ بَ لِّ) [ ع . ] (اِفا.) تبلیغ کننده .

(مَ لَ) [ ع . ] (اِ.) مقدار، شماره . ج . مبالغ .

(مُ بَ لِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) تبلیغ کننده .
(مَ لَ ) [ ع . ] (اِ. ) مقدار، شماره . ج . مبالغ .

فرهنگ فارسی

حدرسیدن، جای رسیدن، حدونهایت چیزی، اندازه ومقداری ازپول، تبلیغ کننده، رساننده، کسی که حکم وامری رابدیگری ابلاغ کند
( اسم ) رساننده ابلاغ کننده تبلیغ کننده : مبلغ افکار و عقاید دینی . جمع : مبلغین .

دانشنامه عمومی

مبلغ (فیلم). مبلّغ (به انگلیسی Missionary Man) عنوان فیلمی اکشن و ماجرایی به کارگردانی دولف لاندگرن می باشد. فیلمنامه این اثر را دولف لاندگرن به همراه فرانک والدز نوشته و تهیه کنندگی فیلم بر عهده اندرو استیونز می باشد. این فیلم نود و سه دقیقه ای محصول کمپانی سونی پیکچرز می باشد که در سال ۲۰۰۷ ساخته شد.دولف لاندگرنموتور سواری ناشناس (دولف لاندگرن) وارد شهری می شود که اغلب سکنه اش سرخپوست هستند. ا...

مترادف و متضاد

صفت

پول، وجه

تبلیغاتچی

بلوغ، کمال

تبلیغ‌کننده

رساننده، مبشر

اندازه، مقدار، میزان

۱. تبلیغاتچی
۲. تبلیغکننده
۳. رساننده، مبشر

۱. پول، وجه
۲. اندازه، مقدار، میزان
۳. بلوغ، کمال

tot (اسم)جمع، مبلغ، حاشیه نویسی، بچه کوچک، یادداشت مختصرsum (اسم)جمع، مجموع، مبلغ، جمله، حاصل جمعamount (اسم)میزان، مقدار، مبلغ، عده، مایه، مقدار م...

فرهنگ فارسی ساره

آوازه گر، فرارسان


کلمات مرتبط

  • مبلغ جزئی
  • مبلغ دو پنس
  • مبلغ را بالا بردن
  • مبلغ سرمایه گذاری شده
  • مبلغ مذهبی
  • مبلغ مسیحی
  • مبلغ محمداسماعیل
  • مبلغ النظر فی حکم قاصد الاربعه
  • جمع مبلغ سرمایه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات