Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبلد

تلفظ بین المللی : /mˈablad/ تلفظ :‌ [m'ablad]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رابطۀ مبادله
  • رابطۀ مبادلۀ نامساعد
  • رابطۀ مبدأ ـ مقصد
  • روز مبادا
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • سرعت مبدأـ مقصد
  • بازار مبادله فلزات لندن
  • فزونی قیمت مبدأ
  • کاستی قیمت مبدأ
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مبلد. [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) حوض کهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حوض متروک که بکار نگیرند. (از ذیل اقرب الموارد). حوض قدیم . (از محیطالمحیط).

مبلد. [ م ُ ب َل ْ ل َ ] (ع ص ) آن که خود را به زمین زند. || بخیل . || ابر بی باران . || اسبی که سبقت نکند در دویدن . || بی توجه . (آنندراج ). به همه ٔ معانی رجوع به تبلید شود....

فرهنگ معین

(مُ بَ لِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آن که خود را بر زمین زند. ۲ - بخیل . ۳ - بی توجه . ۴ - ابر بی باران . ۵ - اسبی که در دو سبقت نکند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنکه خود را بر زمین زند . ۲ - بخیل. ۳ - بی توجه.۴ - ابر بی باران . ۵ - اسبی که در دو سبقت نکند .
آنکه خود را بزمین زند

کلمات مرتبط

  • رابطۀ مبادله
  • رابطۀ مبادلۀ نامساعد
  • رابطۀ مبدأ ـ مقصد
  • روز مبادا
  • العبر و دیوان المبتداء و الخبر
  • سرعت مبدأـ مقصد
  • بازار مبادله فلزات لندن
  • فزونی قیمت مبدأ
  • کاستی قیمت مبدأ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات