کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مبق
تلفظ بین المللی :
/mˈabq1/
تلفظ :
[m'abq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
علت مبقیه
مبقله
مبقی
مبقت
مبقره
مبقع
مبقل
مبقم
مبقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مبق. [ م ِ ب َق ق ] ( ع ص ) ( از «ب ق ق » )مرد بسیارگوی. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد ).مرد پرگوی. ( ناظم الاطباء ). مِکثار. ( محیطالمحیط ).
فرهنگ فارسی
مرد بسار گوی
کلمات مرتبط
علت مبقیه
مبقله
مبقی
مبقت
مبقره
مبقع
مبقل
مبقم
مبقه
نظرات