Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبضع

تلفظ بین المللی : /mˈabzaʔ/ تلفظ :‌ [m'abza?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فضای موضعی فشرده
  • کالبدشناسی موضعی
  • کنش موضعی
  • بردار موضع
  • گروه موضعی فشرده
  • مباضعت
  • مباعدت
  • مبدع
  • مبدع تبریزی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مبضع. [ م ُ ض ِ ] (ع ص ) آنکه مال و اسباب را جهت فروش حمل میکند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

مبضع. [ م ِ ض َ ] ( ع اِ ) نشتر. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). نشتر فصاد. ( آنندراج ) ( غیاث ). نشتر که بدان رگ زنند. ( از محیطالمحیط ) ( از اقرب الموارد ). نیش را به تازی مبضع گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). نیش. رگ زن. تیغ. مفصد. و آن آلتی است که...

فرهنگ عمید

چاقوی جراحی، نیشتر.

فرهنگ معین

(مِ ضَ ) [ ع . ] (اِ. ) نشتر فصاد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نشتر فصاد : شب چو فصادی که ماهش مبضع و گردونش طشت طشت کرده سرنگون خون ازدکان انگیخته . ( خاقانی )
آنکه مال فروشی حمل کند

کلمات مرتبط

  • فضای موضعی فشرده
  • کالبدشناسی موضعی
  • کنش موضعی
  • بردار موضع
  • گروه موضعی فشرده
  • مباضعت
  • مباعدت
  • مبدع
  • مبدع تبریزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات