معانی کلمه : مبضع
لغت نامه دهخدا
مبضع. [ م ُ ض ِ ] (ع ص ) آنکه مال و اسباب را جهت فروش حمل میکند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ عمید
چاقوی جراحی، نیشتر.
فرهنگ معین
(مِ ضَ ) [ ع . ] (اِ. ) نشتر فصاد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نشتر فصاد : شب چو فصادی که ماهش مبضع و گردونش طشت طشت کرده سرنگون خون ازدکان انگیخته . ( خاقانی )
آنکه مال فروشی حمل کند
آنکه مال فروشی حمل کند
