معانی کلمه : مبشر
لغت نامه دهخدا
مبشر. [ م ُ ب َش ْ ش ِ ] (اِخ ) ابن عبدالمنذر معروف به ابولبابه . رجوع به ابولبابه و امتاع الاسماع ص 37 شود.
مبشر. [ م ُ ش َ ] (ع ص ) شادکرده شده به خبرهای خوش . (ناظم الاطباء). || رجل مؤدم مبشر؛ مرد دانا و تجربه کار. (منتهی الارب ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
فرهنگ عمید
بشارتدادهشده.
بشارتدهنده؛ مژدهدهنده.
بشارت داده شده.
بشارت دهنده، مژده دهنده.
بشارت دهنده، مژده دهنده.
فرهنگ معین
(مُ بَ شِّ) [ ع . ] (اِفا.) مژده دهنده ، بشارت دهنده .
(مُ بَ شَّ) [ ع . ] (اِمف .) بشارت داده شده ، مژده داده .
(مُ بَ شَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) بشارت داده شده ، مژده داده .
(مُ بَ شِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) مژده دهنده ، بشارت دهنده .
(مُ بَ شِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) مژده دهنده ، بشارت دهنده .
دانشنامه آزاد فارسی
مُبَشِّر (Evangelist)
(یا: تبشیری) مبلّغ مسیحیت؛ به ویژه مبلغی که به اطراف و اکناف سفر و در جلسات سخنرانی می کند. نیز به نویسندگان اناجیل چهارگانۀ متّی، مرقس، لوقاو یوحنااطلاق می شود.
(یا: تبشیری) مبلّغ مسیحیت؛ به ویژه مبلغی که به اطراف و اکناف سفر و در جلسات سخنرانی می کند. نیز به نویسندگان اناجیل چهارگانۀ متّی، مرقس، لوقاو یوحنااطلاق می شود.
wikijoo: مبشر
فرهنگ فارسی
بشارت دهنده، مژده دهنده
( اسم ) بشارت دهنده مژده دهنده : محمد ص در خواب بود که مبشر آمد ... جمع : مبشرین . یا مبشر بنام . عیسی ع که مردم را بظهور خاتم پیغمبران بشارت داده و گفت : و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد .
ابو محمد جعفر این مبشر معتزلی
( اسم ) بشارت دهنده مژده دهنده : محمد ص در خواب بود که مبشر آمد ... جمع : مبشرین . یا مبشر بنام . عیسی ع که مردم را بظهور خاتم پیغمبران بشارت داده و گفت : و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد .
ابو محمد جعفر این مبشر معتزلی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mobaššer) (عربی) آن که خبر خوش و مژده میدهد ، نوید دهنده .
اسم: مبشر (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: mobaššer) (فارسی: مبشر) (انگلیسی: mobashsher)
معنی: نوید دهنده، آن که خبر خوش و مژده می دهد
معنی: نوید دهنده، آن که خبر خوش و مژده می دهد
مترادف و متضاد
بشارترسان، بشیر، مژدهرسان، نویدبخش
صفت بشارترسان، بشیر، مژدهرسان، نویدبخش
annunciator (اسم)
اعلام کننده، مبشر
