Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مبدل

تلفظ بین المللی : /mobˈaddel/ تلفظ :‌ [mob'addel]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • مبدل 1
  • مبدل آکوستیکی
  • مبدل زنگ
  • مبدل شدن
  • مبدل منه
  • مبدل کردن
  • مبدل اکوستیکی
  • مبدل انالوگ به دیجیتال
  • مبدل کاتالیزی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مبدل . [ م ُ ب َدْ دِ ] (ع ص ) بدل کننده . تغییر دهنده . ج ، مبدلین .

مبدل . [ م ُ دَ ] (ع ص ) بدل شده و تبدیل شده .(ناظم الاطباء). تغییرداده شده . دیگرگون : چون فرود آیی از آن گردی جدامبدلش گرداند از رحمت خدا. مولوی شب غلط بنماید و مبدل بسی دید صائب شب ندارد هر کسی . مولوی .آن قراری که بزن او کرده بودگشت مبدل آن طرف مهمان غنود. مولوی .- مبدل شدن ؛ بدل شد...

فرهنگ عمید

عوض‌شده؛ تبدیل‌شده.

تغییرداده‌شده؛ عوضی.

عوض شده، تبدیل شده.
تغییرداده شده، عوضی.

فرهنگ معین

(مُ بَ دِّ) (اِفا.) تغییردهنده ، بدل کننده .

(مُ بَ دَّ) [ ع . ] (اِمف .) بدل شده ، تبدیل شده .

(مُ بَ دَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) بدل شده ، تبدیل شده .
(مُ بَ دِّ ) (اِفا. ) تغییردهنده ، بدل کننده .

دانشنامه آزاد فارسی

مُبَدِّل (transducer)وسیله ای برای تبدیل نوعی از انرژی به نوع دیگر. مثلاً، ترمیستورمبدلی است که گرما را به ولتاژ الکتریکی، و موتور برقیمبدلی است که ولتاژ الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می کند. مبدل ها در بسیاری از انواع حس گرها اجزای بسیار بااهمیتی اند و کمیت های فیزیکی مورد اندازه گیری را به سیگنال های الکتریکی متناسب تبدیل می کنند.wikijoo: مبدل...

فرهنگ فارسی

بدل شده، تغییرداده شده، بدل ازچیزی
( اسم ) تغییر دهنده بدل کننده جمع : مبدلین .

دانشنامه عمومی

تَرارِسان، مُبدّل یا تِرَنسدیوسِر (به انگلیسی: Transducer) چیزی است که انرژی را از نوعی به نوع دیگر تبدیل می کند. انواع انرژی شامل: الکتریکی، مکانیکی، الکترومغناطیسی (از جمله نور)، شیمیایی، صوتی یا گرمایی است. واژهٔ مبدل برای حس گرها یا تبدیل کننده های انرژی استفاده می شود.الکترومغناطیس:آنتن - امواج الکترومغناطیس منتشر شده رابه سیگنال الکتریکی تبدیل می کند.کارتریج مغناطیسی - تبدیل حرکات نسبی فیزیک...

مترادف و متضاد

صفت

ادپتور

تغییریافته، تبدیل‌گشته

تبدیل، تعویض، تغییر، دگرگون، عوض

تبدیل‌کننده، تغییردهنده، بدل‌کننده

۱. تبدیل، تعویض، تغییر، دگرگون، عوض
۲. تبدیلکننده، تغییردهنده، بدلکننده
۳. ادپتور

transformer (اسم)مبدل، تغییر دهنده، تبدیل کنندهconverter (اسم)مبدل، تبدیل کننده، الت تبدیل، مقلب، بر گردانندهtransducer (اسم)مبدلchanged (صفت)متغیر، مبدلtransformed (صف...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُبَدِّلَ: تبدیل کننده - عوض کنندهمعنی تَبْدِیلَ: جایگزین شدن - مبدَّل شدنمعنی یُبَدِّلُ: مبدل می کند - عوض می کندمعنی تَبَدَّلَ: که مبدّل کنی - که جایگزین کنیمعنی لَا یَحِیقُ: حلول نمی کند - نازل نمی شود - نمی رسد (کلمه یحیق در اصل یحق بوده است که یکی از دو قاف آن مبدل به یاء شده)معنی نُنَکِّسْهُ: او را وارونه می کنیم - واژگونش می کنیم (از مصدر تنکیس است که به معنای برگرداندن چ...

فرهنگستان زبان و ادب

{transformer} [فیزیک] دستگاهی که معمولاً جریان متناوب را، بدون تغییر بسامد، به جریان متناوب دیگری با اختلاف پتانسیل و شدت جریان متفاوت تبدیل کند متـ . ترانسفورماتور

کلمات مرتبط

  • مبدل 1
  • مبدل آکوستیکی
  • مبدل زنگ
  • مبدل شدن
  • مبدل منه
  • مبدل کردن
  • مبدل اکوستیکی
  • مبدل انالوگ به دیجیتال
  • مبدل کاتالیزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات