کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مبتوت
تلفظ بین المللی :
/mˈabtuːt/
تلفظ :
[m'abtu:t]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مبتوته
مبتوره
مبخوت
مبهوت
مات و مبهوت
متوت
ملتوت
مات و مبهوت کردن
مبهوت شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مبتوت. [ م َ ] ( ع ص ) مقطوع. ( ناظم الاطباء ). نعت مفعولی مذکر از بت. نکاح مبتوت ، عقد دائم. و نکاح غیرمبتوت ، متعه. عقد انقطاع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلمات مرتبط
مبتوته
مبتوره
مبخوت
مبهوت
مات و مبهوت
متوت
ملتوت
مات و مبهوت کردن
مبهوت شدن
نظرات