معانی کلمه : مبارک باد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خجسته باد، فرخنده باد.
۲. (اسم، اسم مصدر ) تهنیت.
۲. (اسم، اسم مصدر ) تهنیت.
فرهنگ فارسی
۱ - ( جمل. فعلیه ) خجسته باد . فرخنده باد . ( در تهنیت گویند ) . ۲ - ( اسم ) تهنیت شادمانی . یا به مبارک باد آمدن . برای تهنیت آمدن : تا شدم حلقه بگوش در میخان. عشق هردم آید غمی از نو به مبارکبادم . ( حافظ )
فرهنگ فارسی ساره
خجسته باد
