معانی کلمه : مباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
برای بیان دعا و نفرین به کار می رود، نیست باد، خدا نکند: در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب / یارب مباد آنکه گدا معتبر شود (حافظ: ۴۵۸ ).
فرهنگ فارسی
کلمه دعایعنی نیست باد، خدانکند
مبادا ( فعل صیغ. دعا و نفرین ) سوم شخص مفرد نهی از بودن : الف - مشود نباشد اتفاق نیفتد : بجز خیال دهان تو نیست در دل تنگ که کس مباد چو من در پی خیال محال . ( حافظ ) ب - نیست باد . محو بشود .
مبادا ( فعل صیغ. دعا و نفرین ) سوم شخص مفرد نهی از بودن : الف - مشود نباشد اتفاق نیفتد : بجز خیال دهان تو نیست در دل تنگ که کس مباد چو من در پی خیال محال . ( حافظ ) ب - نیست باد . محو بشود .
