مباح. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از «ب وح » ) روا و جائز، خلاف محظور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حلال داشته شده و جایز داشته شده. ( غیاث ). مباحات جمع آن. ( آنندراج ). حلال کرده شده. مجاز و شایان و... مشروع. ( از ناظم الاطباء ). حلال داشته شده. جایز دانسته. روا. حِل . حلال. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : می ِ جوشیده حلال است سوی ِ صاحب رأی شافعی گوید شطرنج مباح است بباز.ناصرخسرو.ثنا و شکر تو گویم ...
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) ویژگی فعل بدون حُکم. ۲. حلال کرده شده، جایز، حلال، روا.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (ص . ) روا، مجاز.
فرهنگ فارسی
حلال کرده شده، جایز، حلال، روا ۱ - ( اسم ) حلال داشته شدد جایز دانسته . ۲ - ( صفت ) حلال جایز روا . ۳ - امریست که فعل و ترک آن متساوی باشد مقابل مندوب مکروه حلال حرام و واجب .
دانشنامه عمومی
مباح در لغت به معنای روا و جایز است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن.هر آنچه درموارد چهارگانه واجب حرام مستحب مکروه نباشد درقلمرو مباحات تلقی میگردد.مقابل حرام، در شرع حلال است و آنچه را که حرام نباشد، شامل می شود. از این نظر حلال فراگیرنده تر از مباح است. یعنی هر مباحی حلال است، ولی هر حلالی مباح نیست، مانند مکروهات ک...
مترادف و متضاد
جایز، حلال، روا ≠ مکروه
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] مُباح اصطلاحی فقهی است و به عملی اشاره دارد که فرد درباره آن تکلیف خاصی ندارد و در نتیجه، انجام و ترک آن مساوی است و پاداش یا کیفری در پی ندارد. بر این اساس، هر عملی که یکی از چهار حکمِ واجب، حرام، مستحب یا مکروه را نداشته نباشد، مباح به حساب می آید.در روایات و منابع، مباح به معنای عام نیز به کار رفته و مراد از آن، «جائز» و «حلال» است. اباحه معنای دیگری نیز دارد و در معنایی خاص تر در ف...