Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مایعه

تلفظ بین المللی : /mˈɑjeʔˈeː/ تلفظ :‌ [m'Aje?'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راست مایه
  • روان مایه
  • روت زی مایه
  • رژیم مایع
  • رژیم مایع صاف شده
  • رژیم مایع کامل
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زیست مایه
  • زر مایه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مایعة. [ ی ِ ع َ ] (ع ص ) مؤنث مایع. ج ، مایعات . رجوع به مایع و مایعات شود.

( مایعة ) مایعة. [ ی ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مایع. ج ، مایعات. رجوع به مایع و مایعات شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث مایع جمع : مایعات .

کلمات مرتبط

  • راست مایه
  • روان مایه
  • روت زی مایه
  • رژیم مایع
  • رژیم مایع صاف شده
  • رژیم مایع کامل
  • زباله سوز با تزریق مایع
  • زیست مایه
  • زر مایه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات