کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مایر | کلماتور
معانی کلمه : مایر
تلفظ بین المللی :
/mˈɑjer/
تلفظ :
[m'AjeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
مایر ارنست والتر
مایر ریچارد
مایر فریتس
مایر لوتار
مایر لوییس
مایر ویکتور
مایر کریستیان
مایر کنراد
مایر گلدا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
مایر. [ ی ِ ] ( ع ص ) غله کش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مائر شود.
مائر.[ ءِ ] ( ع ص ) خواربارآور. ج ، میار، میارة. ( از اقرب الموارد ). || سهم مائر؛ تیر سبک درگذرنده و درآینده در اجسام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خواربار آور
دانشنامه عمومی
مایر (به عربی: مایر) یک روستا در سوریه است که در استان حلب واقع شده است. مایر ۴٬۷۷۲ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
wiki:
مایر
کلمات مرتبط
مایر ارنست والتر
مایر ریچارد
مایر فریتس
مایر لوتار
مایر لوییس
مایر ویکتور
مایر کریستیان
مایر کنراد
مایر گلدا
نظرات