معانی کلمه : مایان
لغت نامه دهخدا
مایان . (اِخ ) دهی از دهستان حومه است که در بخش مرکزی شهرستان دامغان واقع است و 950 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
فرهنگ فارسی
دشت بزرگی است در مغرب شهر تبریز تا کنار دریاچه رضائیه .
جمع : ما ماها : تمام پهلوانان زبور شاه گفتند : ای پادشاه . مایان منت داریم و فرمان برداریم .
دهی از دهستان شهرستان دامغان
جمع : ما ماها : تمام پهلوانان زبور شاه گفتند : ای پادشاه . مایان منت داریم و فرمان برداریم .
دهی از دهستان شهرستان دامغان
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از روستاهای علی آبادکتول
/maayaan/ از روستاهای علی آباد کتول
فرهنگ اسم ها
اسم: مایان (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: māyān) (فارسی: مایان) (انگلیسی: mayan)
معنی: جمع ما، ماها، جمعِ ما به معنی ماها، ( اعلام ) نام چند روستا در شهرستان های دامغان، دماوند، قزوین، مشهد و تبریز
معنی: جمع ما، ماها، جمعِ ما به معنی ماها، ( اعلام ) نام چند روستا در شهرستان های دامغان، دماوند، قزوین، مشهد و تبریز
