ماهیار. [ ماه ْ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک قمشه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ماهیار.[ ماه ْ ] (اِ) نامی از نامهای ایرانی . مهیار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
(تلفظ: māh yār) (در اعلام) نام دستور [وزیر] دارا و کُشندهی او ؛ ]چون دارا از اسکندر شکست خورد و گریزان شد به دست دو دستور خود ماهیار و جانوسپار به قتل رسید[ .