معانی کلمه : ماهی
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(اِ. ) جانوری است آبزی و خونسرد با بدن پوشیده از فلس و چشمان مسطح که انواع گوناگون دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: ماهی (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: mahi) (فارسی: ماهی) (انگلیسی: mahi)
معنی: جانوری مهره دار، آبزی معروف
معنی: جانوری مهره دار، آبزی معروف
گویش اصفهانی
تکیه ای: mâhi
طاری: mâhi
طامه ای: mâyi
طرقی: mâhi
کشه ای: mâhi
نطنزی: mâhi
مترادف و متضاد
حوت، سمک، کوسه، نون
fish (اسم)
پشت بند، ماهی، انواع ماهیان، صید از آب
lunar (صفت)
کم رنگ، قمری، ماهی، ماهتابی، وابسته بماه
