معانی کلمه : ماهویه
لغت نامه دهخدا
ماهویه . [ ی َ/ ی ِ ] (اِ) لقب عام ملوک مرو. (آثار الباقیه ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
فرهنگ فارسی
ماهوی سوری حاکم خراسان . چون یزدگرد سوم به خراسان رفت . بیژن بجنگ او برخاست و شاه بگریخت و به آسیابی شد. آسیابان ماهویه را آگاه ساخت و وی بفرستاد تا یزدگرد را بکشتند . ( شاهنامه .ج ۹ ص ۳٠۱۶ - ۲۹۹٠ ) .
لقب عام ملوک مرو
لقب عام ملوک مرو
فرهنگ اسم ها
اسم: ماهویه (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: mahuye) (فارسی: ماهویه) (انگلیسی: mahuyeh)
معنی: ماهوی
معنی: ماهوی
