معانی کلمه : ماهتابی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت و اسم ) ۱- ساختمانی از گچ و سنگ و خشت یا خاک که پیش ایوان یا در میان صحن سرای و باغ سازند برای نشستن . ۲- سطحی مسطح و عریض متصل باطاق که در آن نشینند .
مترادف و متضاد
lunar (صفت)
کم رنگ، قمری، ماهی، ماهتابی، وابسته بماه
