معانی کلمه : مانده مغناطش گرمایی جزئی
فرهنگ فارسی
ماندهمغناطش ایجادشده در سنگ در یک گسترۀ دمایی مشخص در کل فرایند سرد شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{partial thermoremanent magnetization} [ژئوفیزیک] مانده مغناطش ایجادشده در سنگ در یک گسترۀ دمایی مشخص در کل فرایند سرد شدن
