معانی کلمه : مانداب
لغت نامه دهخدا
مانداب. ( اِ مرکب ) جایی که در آن آب مانده و بدبو می شود. ( فرهنگستان ). مانده آب. مرداب. آب راکد که مانده و بدبو شده باشد.
فرهنگ عمید
جایی که آب در آن بماند و متعفن شود.
فرهنگ معین
(اِمر. ) جایی که آب آن راکد و متعفن باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) جایی که آب آن راکد و متعفن باشد .
( ماند آب ) ( اسم ) جایی که آب آن راکد و متعفن باشد .
( ماند آب ) ( اسم ) جایی که آب آن راکد و متعفن باشد .
واژه نامه بختیاریکا
مَند اَو
