Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مامورین

تلفظ بین المللی : /mamˈurin/ تلفظ :‌ [mam'uRin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مأمورین
  • مامورین عالیرتبه
  • مأموریت داشتن
  • مأموریت راهبردی
  • مأموریت پذیر
  • ماموریت
  • معمورین
  • دارای ماموریت محرمانه
  • تپه معمورین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مأمورین. [ م َءْ ] ( ع ص ، اِ ) گماشتگان و کارگزاران و کارپردازان. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مأمور : و قیمت نامچه را مأمورین و ناظر بیوتات مهر نموده به صاحبجمعان سپارند. ( تذکرةالملوک ص 10 ). محاسبه کل رعایا و مؤدیان بعد از تشخیص و تسعیر قوس هر سال که عمال و مأمورین موافق دستور معمول مشخص نموده باشند... ( تذکرةالملوک ص 47 ). به اتفاق عمال و مأمورین بازدید روانه محال می گردد و علامت حاصل را در حض...

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مامور در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) : هنوز برای هیچکس روشن نبود که چه شیر پاک خورده ای رفته بمامورین خبر داده بود که در آن خانه جنس قاچاق هست .
گماشتگان و کارگزاران و کارپردازان

کلمات مرتبط

  • مأمورین
  • مامورین عالیرتبه
  • مأموریت داشتن
  • مأموریت راهبردی
  • مأموریت پذیر
  • ماموریت
  • معمورین
  • دارای ماموریت محرمانه
  • تپه معمورین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات