معانی کلمه : ماموت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی فیل با موهای بلند و عاج پیچیده که در دوران چهارم زمین شناسی زندگی می کرده و نسل آن منقرض شده است.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) گونه ای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا می زیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیده ای داشته است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
حیوانی بوده عظیم الجثه شبیه فیل که درقدیم وجودداشته وازمیان رفته
( اسم ) گونه ای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا میزیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیده ای داشته است . فسیل این جانور در ته نشستهای یخ بندان ماقبل تاریخ ( ابتدای دوران چهارم ) شمال آسیا و اروپای مرکزی بوفور یافت میشود .
مدت معین و موقت
( اسم ) گونه ای فیل فسیل شده که در ابتدای دوران چهارم در اروپا و شمال آسیا میزیسته و بدنش پوشیده از موهای طویل بوده و عاج طویل و پیچیده ای داشته است . فسیل این جانور در ته نشستهای یخ بندان ماقبل تاریخ ( ابتدای دوران چهارم ) شمال آسیا و اروپای مرکزی بوفور یافت میشود .
مدت معین و موقت
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
mammoth (اسم)
ماموت، فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
