معانی کلمه : مامضی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه گذشت، گذشته.
فرهنگ معین
(مَ ضا ) [ ع . ] (ص . ) گذشته ، آنچه گذشت .
فرهنگ فارسی
گذشته، آنچه گذشت
( جمله فعلی ) آنچه گذشت . یا اندر ( در ) مامضی . گذشته سابق : ای برادر . بود اندر مامضی شهریی با روستایی آشنا . ( مثنوی . )
گذشته و زمان گذشته
( جمله فعلی ) آنچه گذشت . یا اندر ( در ) مامضی . گذشته سابق : ای برادر . بود اندر مامضی شهریی با روستایی آشنا . ( مثنوی . )
گذشته و زمان گذشته
