Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مامان

تلفظ بین المللی : /mˈɑmɑn/ تلفظ :‌ [m'AmAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مامان و روسپی
  • مامان بازی
  • مامان بزرگ پسر کو ندارد نشان از پدر
  • مامان بهروز منو زد
  • مامان تو نیستم
  • مامان من می ترسم
  • مامان من یک زامبی هستم
  • مامان و بابا
  • مامان گفت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مامان. ( فرانسوی ، اِ ) در زبان اطفال ، نه نه. مادر. و به این معنی مأخوذ از فرانسه است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ظاهراً مأخوذ از فرانسوی است. کودکان اروپائی مادر خود را چنین خطاب کنند و اکنون بیشتر بچه های شهری ایران نیز مادر خود را مامان می نامند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). || ( اصطلاح فاحشه خانه ها ) مردان رفیقه های خودرا مامان خطاب کنند و روسپیان خانم رئیس و سردسته خود را مامان گ...

فرهنگ عمید

۱. مادر.
۲. (صفت ) [مجاز] قشنگ، مامانی.

فرهنگ معین

[ فر. ] ۱ - (اِ. ) (در زبان کودکان ) مادر. ۲ - (ص . ) در تداول فارسی هر چیز خوب و قشنگ .

فرهنگ فارسی

مادر(درزبان اطفالدرفارسی به معنی چیزقشنگ نیزمیگویند
( اسم ) ( در زبان کودکان ) مادر والده . ۲- ( صفت ) هر چیز خوب قشنگ دلپسند . ۳- شخص خوش جنس و بزرگوار . ۴- الف - مردان رفیقه های خود را مامان خطاب کنند ( درین صورت غالبا مامان جون ( جان ) گویند ) . ب - روسپیان خانم رئیس و سر دست. خود را مامان گویند .

دانشنامه عمومی

مامان والد طبیعی یا اجتماعی مونث است.مامان (ترانه اسپایس گرلز)، تک آهنگی که در سال ۱۹۹۷ میلادی منتشر شدمامان همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:مامان (فیلم)، فیلمی سینمایی به کارگردانی خاویر دولان محصول ۲۰۱۴ کاناداwiki: کره ای 마마 - 세상 무서울 게 없는؛ مامان، چیزی برای ترس وجود ندارد) با بازی سونگ یان آه، هونگ جانگ هیون، جانگ جون هو، مون جانگ هی یک سریال تلویزونی است. این سریال از شبکه ا...

مترادف و متضاد

مطلوب، دوست‌داشتنی

صفت ≠ بابا، پاپا، پدر

ناز، ناب، قشنگ، مامانی

ام، مام، مادر، ننه، والده، بابا، پاپا، پدر

۱. ام، مام، مادر، ننه، والده، بابا، پاپا، پدر
۲. ناز، ناب، قشنگ، مامانی
۳. مطلوب، دوستداشتنی ≠ بابا، پاپا، پدر

mammy (اسم)لله، مامان، دده سیاهmamma (اسم)پستان، مام، مامان، مادر، ممهmama (اسم)مامان، مادر...

کلمات مرتبط

  • مامان و روسپی
  • مامان بازی
  • مامان بزرگ پسر کو ندارد نشان از پدر
  • مامان بهروز منو زد
  • مامان تو نیستم
  • مامان من می ترسم
  • مامان من یک زامبی هستم
  • مامان و بابا
  • مامان گفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات