معانی کلمه : مالوف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
الفت گرفته، خو گرفته.
فرهنگ معین
( مألوف ) (مَ ) [ ع . ] (ص . ) الفت گرفته ، خو کرده .
فرهنگ فارسی
الفت گرفته
(اسم ) الفت گرفته مانوس انس گرفته خوگر : وزن رباعیات مالوف طباع است و متداول خاص و عام ... یا وطن مالوف . محل و شهری که شخص بدان انس گرفته ودر آنجانشو ونما یافته .
آشنا آموخته
(اسم ) الفت گرفته مانوس انس گرفته خوگر : وزن رباعیات مالوف طباع است و متداول خاص و عام ... یا وطن مالوف . محل و شهری که شخص بدان انس گرفته ودر آنجانشو ونما یافته .
آشنا آموخته
دانشنامه عمومی
(مَ) [ ع . ] (ص .) مألوف ، الفت گرفته ، خو کرده .
مترادف و متضاد
معمول، دمخور، عادتگرفته، مانوس، همدم
آشنا، آمخته، اخت، خوگر، خوگرفته ≠ نامالوف، نامانوس
۱. آشنا، آمخته، اخت، خوگر، خوگرفته
۲. معمول، دمخور، عادتگرفته، مانوس، همدم ≠ نامالوف، نامانوس
