مالدار. ( نف مرکب ) صاحب مال و دولتمند. ( آنندراج ). غنی و پولدار و متمول و مالک و صاحب مال. ( ناظم الاطباء ). مال دارنده. دارای مال. ثروتمند. غنی. توانگر. دارا. صاحب ثروت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : یکی مایه ور مالدار ایدر است که گنجش ز گنج تو افزون تر است.فردوسی.مالداران توانگر کیسه درویش دل در جفا درویش را از غم توانگر کرده اند.سنائی.من مفلسم و تو مالداری من خالیم و تو خالداری.نظامی.مالدار...
فرهنگ عمید
۱. متمول، ثروتمند، صاحب مال. ۲. صاحب چهارپا و ستور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- دارای مال ثروتمند غنی : مالداری را شنیدم که ببخل اندر چنان معروف بود که حاتم طائی در کرم ... ۲- صاحب چارپایان ( اسب و استر و غیره ) .
گویش مازنی
/maal daar/ کسی که صاحب گله ی گاو یا گوسفند باشد - سرمایه دار