معانی کلمه : ماشی
لغت نامه دهخدا
ماشی . [ ] (اِخ ) ابوالقاسم الحسین بن محمد اسحاق الماشی المروزی از روات حدیث است و به سال 359 درگذشته است . (از لباب الانساب ج 3 ص 84).
فرهنگ عمید
پیاده.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - رونده . ۲ - سخن چین .
فرهنگ فارسی
رونده، مشاه جمع
( اسم ) ۱- رونده . ۲- سخن چین جمع : مشات ( مشاه ).
ابوالقاسم الحسین بن محمد اسحاق الماشی المروزی از روات حدیث است
( اسم ) ۱- رونده . ۲- سخن چین جمع : مشات ( مشاه ).
ابوالقاسم الحسین بن محمد اسحاق الماشی المروزی از روات حدیث است
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
رونده
مترادف و متضاد
رونده
سخنچینی
به رنگ ماش
۱. به رنگ ماش
۲. سخنچینی
۳. رونده
