معانی کلمه : ماشو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اِ. ) غربال و الکی که سوراخ های ریز دارد. ماشوب نیز گفته شده .
فرهنگ فارسی
غربال سیمی که سورا های ریزدارد، موبیزهم میگویند، ماشوب و ماشوره و ماشیوه نیزگفته شده
( اسم ) ۱- نوعی غربال که بدان چیزها را بیزند الک . ۲- طبقی سوراخ دارکه بدان روغن و شیرو مانند آنرا بیزند ترشی پالا .
( اسم ) ۱- نوعی غربال که بدان چیزها را بیزند الک . ۲- طبقی سوراخ دارکه بدان روغن و شیرو مانند آنرا بیزند ترشی پالا .
گویش مازنی
۱نان خورشتی از ماش – آب – نمک – پیاز – سیر روغن – نعناع ...
/maashoo/ نان خورشتی از ماش – آب – نمک – پیاز – سیر روغن – نعناع – فلفل – زردچوبه و کمی ترشی آلو، یا ترشی انار - شب مهتابی
