Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماسیده

تلفظ بین المللی : /mˈɑsidˌeː/ تلفظ :‌ [m'Asid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ماسنده
  • ماسیدن
  • ماسیدگی
  • ماسیه
  • مالیده
  • مالیده شدن
  • مالیده گردیدن
  • پشم مالیده ونمد شده
  • مانیده
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماسیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) بسته شده. منعقد شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ماست شده ( شیر ). ( فرهنگ فارسی معین ). || صورت گرفته تحقق یافته. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(دِ ) (ص مف . ) بسته ، سفت شده .

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- بسته منعقد شده. ۲- ماست شده ( شیر ) . ۳- صورت گرفته تحقق یافته .

کلمات مرتبط

  • ماسنده
  • ماسیدن
  • ماسیدگی
  • ماسیه
  • مالیده
  • مالیده شدن
  • مالیده گردیدن
  • پشم مالیده ونمد شده
  • مانیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات