Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماسکه

تلفظ بین المللی : /mˈɑskeː/ تلفظ :‌ [m'Aske:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بال ماسکه
  • حجر الماسکه
  • ساوت ماسکهام
  • زهکش ماسه ای
  • سد ماسه ای
  • ساعت ماسه ای
  • اندود ماسه اهک
  • شن و ماسه
  • سنگ آهک ماسه دانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماسکة. [ س ِ ک َ ] (ع ص ، اِ) قوتی است که غذا را گیرد مدت طبخ هاضمه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به ماسکه شود. || پوست پاره ای که بر روی کودک و اسب کره باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بیننا ماسکة رحم ؛ در میان ما خویشی بهم درپیوسته است . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

( ماسکة ) ماسکة. [ س ِ ک َ ...

فرهنگ عمید

۱. نیروی نگه داری چیزی.
۲. نیروی نگه دارنده از خطا و گناه، حس خودداری.

فرهنگ معین

(س کِ ) [ ع . ] (ص فا. ) نگاه دارنده .

فرهنگ فارسی

گیرنده ونگاهدارنده، نیروی نگاهدارنده ازخطاوگناه
( اسم ) مونث ماسک : ... از آن جماعت که ماسک. عقلی عنان گیر ایشان بوده است ...
مونث ماسک نگاهدارنده

کلمات مرتبط

  • بال ماسکه
  • حجر الماسکه
  • ساوت ماسکهام
  • زهکش ماسه ای
  • سد ماسه ای
  • ساعت ماسه ای
  • اندود ماسه اهک
  • شن و ماسه
  • سنگ آهک ماسه دانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات