Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماریره

تلفظ بین المللی : /mˈɑrirˌeː/ تلفظ :‌ [m'ARiR,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ماریه
  • مریره
  • ماریه قبطیه
  • ماسیره کویت کتومیله
  • مایرهوف اوتو فریتس
  • مایرهوف ماکس
  • مایرهوفر مانفرد
  • مایرهولد فسولد
  • حسی المریره
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ماریره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) به معنی مادراندر است که زن پدر باشد. ( برهان ). مادندر را گویند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). مادندر یعنی نامادری. ( انجمن آرا ) : چو آمد کوس سلطانی چه باشد کاس شیطانی چو آمد مادر مشفق چه باشد مهر ماریره.مولوی ( از فرهنگ جهانگیری ).|| در بعضی از نسخ به معنی دایه مرقوم است. ( فرهنگ جهانگیری ). بعضی به معنی دایه گفته اند. ( فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ). دایه و مرض...

فرهنگ معین

(رِ ) (اِ. ) نک مادر اندر.

کلمات مرتبط

  • ماریه
  • مریره
  • ماریه قبطیه
  • ماسیره کویت کتومیله
  • مایرهوف اوتو فریتس
  • مایرهوف ماکس
  • مایرهوفر مانفرد
  • مایرهولد فسولد
  • حسی المریره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات